متن ترانه
تو کوچها تو همه ی خیابونا بودم
همیشه دنبال خطر
کلی آدم تو زندگیم دیدم
خیلی وقتا گفتم بیخیال وطن
سرما زد کل وجودمو
من خودم معدن دردم
از خونواده بگیر تارفیقام
ی روز از تک تکشون کندم
وقتی نمیدونی ترکیدم از درون
دیگه کنارم توام پس نمون
مگه جز ی آغوش گرم چی خاستم
اینهمه خفت بس نبود؟
را ب را درد پشت درد
بهم گفتن مرد میشی یروزی
ولی ما از مردی گذشتیمو
پیر مرد شدیم یهو
زنده موندم با نفسای مادرم
همیشه وایسادم من پای باورم
همینه که از همه حریفام آخرم
اینا کاری کردن که هیچ موقع راه نرم
منو تنهایی شب
منو اشکای شورم
منو اینهمه غصه غم
از همه هدفام دورم
روبراه نمیشه حالم هیچوقت
شدم ی آدم دیونه
وقتی از خنده فراری ام
کسی پیشم نمی مونه
جایی واسه موندن نمونده
پس اون همه حسم چیشد
اگه حتی ی روزنه ی نور میدید
ممدرضا بهتر میشد
هیشکی بهم فکرم نکرد
واسه همینه که گرفته بغضم
وایسادم جلوی آیینه
اون آدم قبلی بهم زول زد
گفت دیگه نمی شناسمت
دیگه واسه منم معنایی نداری
چرا هرروز از خودت بیخود میشی
دیگه واسه منم اعصابی نداری؟
گفتی ببین نیمه ی پر لیوانو
ولی جا آب خون پر کردی
من خاستم عوض بشم ولی
خودت باهام این کارو کردی
خیلی وقته رفیقم غمه
حسمو خوردش میکرد
قد دریا اشک تو چشمامه
ولی بغضمو قورتش میدم
خیلی وقته حالم خرابه و
دیگه نایی نمونده تو تنم
شدم مثل سرباز فراری
دیگه جایی ندارم تو وطنم
روبراه نمیشه حالم هیچوقت
شدم ی آدم دیونه
وقتی از خنده فراری ام
کسی پیشم نمی مونه
مشاهده بیشتر