متن ترانه
رگِ خوابم تو دستاته
نوازش که نمی خوام من
بیا تو گودِ خون بازی
سرنگت رو حرومم کن
بریدم از همه مردم
میونِ بهتِ غم هام من
رفیقِ پشتِ بی خنجر
همین حالا تمومم کن
میخوام تا آخرِ دنیا
بخوابم بی دل آشوبه
داره ناقوسِ رفتن ها
تو مغزِ شهر می کوبه
رگِ خوابم تو چشماته
نگاهت رو نگیر از من
تماشام کن دمِ آخر
تو که حالِ چشات خوبه
رگِ خوابم تو دستاته
میونِ سیلِ اشکم من
شریکِ حسِ تنهایی
همین حالا تمومم کن
مشاهده بیشتر