متن ترانه
تو را با غیر می بینم، صدایم در نمی آید
دلم می سوزد و کاری ز دستم بر نمی آید
شبان آهسته می گریم که شاید کم شود دردم
تحمل می کنم اما شب غم سر نمی آید
خلوت تره دلم از دورم
بچه، خودزنی نکن، بیا بزن به خودم
من تو رابطه نیش ازت زیاد خوردم
الان تخمم نیست دوتا چکم بخورم
تو الان چرا ناراحتی؟
خودت به گامون دادی و قید ما رو زدی
من که همه جوره پشتت وایساده بودم
چطور روت شد بری، بچه خجالتی؟
نداریم شباهتی
اولین رکن هر رابطه خب صادق بودنه
تو مشکلت اینه که بی صداقتی
چقدر شده الان کارات عجیب
من از خودم زدم واست، چشات ندید
دیشب تو خواب شنیدم که صدام زدی
کاش برگردی، این دفعه به گام ندی
این دفعه ...
شانه ات را دیر آوردی، سرم را باد برد
خشت خشت و آجر آجر، پیکرم را باد برد
من بلوطی پیر بودم پای یک کوه بلند
نیمم آتش سوخت، نیم دیگرم را باد برد
مشاهده بیشتر