متن ترانه
رنگی از جنس امید
روی قلبم جا گذاشت
دو صباحی نگذشت
که مرا تنها گذاشت
هی صدایش کردمو
او صدایم نشنید
جان من بود ولی
روح در من ندمید
آغوش او خانه ی من
مرا چه بی پناه کرد
من ماندمو تنهاییام
رفتو مرا تباه کرد
بوی عطرش خیلی وقته
مانده اینجا در اتاقم
شعله میکشه خیالش
توی سو سوی چراغم
جسمش اینجا بودو بود
در هوای دیگری
داشت در دل با خودش
ماجرای دیگری
مشاهده بیشتر