متن ترانه
انگار جمعه غروبه تنها از خواب پریدمانگار هیچ روانیایی از قرصام ندیدنانگار فرق کرد دیگ بکل سلیغمانگار محاجرت نکرده اینجام غریبم
انگار زندگیم نفس بریدهانگار دستمو کاغذ بریدهانگار اینطرف همه نا امید شدنانگار اونطرف پر از امیده
انگار عادی شده که دیگ حالمون بد شهانگار همه رفتن بیرون منو یادشون رفتهانگار حس بکنی که اسمون سقفهمثه زندان انگاری کارمون سخته
انگار خنده دیگه از دلمون رفتهانگار منتظر خبری تلفن قعطهانگار از گریه توی چشامون خطهانگار بابامون نمرده ولمون کرده
انگار روحمو داره این قلم میخورهانگار یکی داره به دروغ قسم میخورهانگار هیشکی نپرسید ازم چیشدهانگار هیشکی نفس نمیکشه نفس میبره
انگار رفیقم تو سختیش یادمون کردهانگار فاب چند سالم بهم خیانت کردهانگار تنها چیزی که بیاد میارم دردهانگار دنیا جلو دشمنا پیادم کرده
انگار گفتم درست میشه بش قول ندادمانگار تو مسیر طولانی هدفن ندارمانگار پره غم و حس بد شد ترانمانگار پنجر کردم زاپاس ندارم
انگار وسط خیابون بغضم بگیرهانگار یه ادم خوب و مثبت بمیرهانگار هیچ نتیجه ای کارم نمیدهانگار سه ساعت تو تختم خوابم نمیره
انگار زنگ اخری زنگ تعطیل نخورهانگار برف اومد مدرسه تعطیل نشدهانگار معلم غلط هاشو تصحیح نکنه انگار پلیس بکشه خودشو تسلیم نکنه
انگار دیگ وقت نیست کش بریانگار حرصی ای به خون تشنه ایدیگ نمیدونم چجوری بگمانگار یکی و دوست داری دیر بش بگی
انگار هرچی زور میزنم بهتر نمیشهانگار دستگیر بشی اگه چند خط بگی شعرانگار اسید میوه رو زخمت بریزهانگار پول نداری اما بچت مریضه
انگار بچم و واسه اعتراض بکشنانگار گرگا لباس گوسفند بپوشنانگار جای خوابت بزارن سوزن تو دشکانگار نزارن برسه فقط یه روزه روشن
هیچ انگیزه ای تو قلبم ندارمانگار وقت اجاره اس ولی حقوق ندادنانگار یه ارتش از غم و غصه اس سوارمانگار روسری نزاشتم بهم گفتن خرابم
انگار ضربان قلبم دکورهانگار ندونم یکی بگه حالت چطورهانگار به گوش هیشکی صدا زجم نخورهانگار تیر تو سینه ی بچم بخوره
انگار هنوز امید دارم اون روز برسهانگار هنو امید دارم روحم طلسمهانگار کم نمیارم تو بطن قصهانگار تنها چیزی میخوام موندن یه حسه
انگار این ادم مرموز هر روز یه کسهانگار میدونه میبره با اینکه فسهانگار هنوز امید دارم اون روز برسهانگار انگار که نه حتما میرسه
مشاهده بیشتر