متن ترانه
از نگاهت می گریزم
هر نفس تا آخر جان
هر نفس تا آخر جان
همچو گُل از دستِ طوفان
می شوم از تو گریزان
می شوم از تو گریزان
می شوم از تو گریزان
توی لالاییِ صدایِ بارون
شعر نازِ دو دستِتو می خونم
زیر چترِ سپیدِ نورِ مهتاب
کنارِ خاطراتِ تو می مونم
کنارِ خاطراتِ تو می مونم
حالا غروبِ خورشید
تو رو یادم میاره
شعرم رنگِ غروبِ می دونم
حالا غروبِ خورشید
تو رو یادم میاره
شعرم رنگِ غروبِ می دونم
مشاهده بیشتر