متن ترانه
شب، دوباره بی صداست
غم، دوباره شکل های تازه ای گرفته است
شکل ِ یک دروغ ِ تازه را گرفته ام
شکل ِ تو، بدون ِ پایان، بی انتها
دوباره... بی صدا
تو جمله های ناتمام منی
حرف های منی که نتوانست کسی را عاشق کند
و اندازه ی عشق را بکشد
دست های منی، که هیچ وقت هیچ کسی را نکشت
و فقط نوشت
تو پرده هایی از شبی
که خودم با همین دست ها روی خورشید کشیدم
تو قلب منی، که عاشق نشد
و دوست داشته نشد
سکوت منی
که دوستش ندارم و هیچ کس دوستش ندارد
تو
شهرهایی هستی که گمشان کردم
یا در آن ها گم شدم
و دوستشان ندارم
و دوستی در آن ها ندارم
تو
دوستی ِ منی
دوست ِ منی
که گمت کرده ام
گمت کرده ام
گمت کرده ام
گمت کردم
گمت کردم
مشاهده بیشتر