متن ترانه
در کوچه های شهر قلبت بی خانمانم
آواره ای خانه بدوش جایی ندارم
من آن مسافر غریبم با کوله بارم
از خستگیهایی که دارم حرفی ندارم
بارون گریه آسمونه حال عاشقا رو میدونه
نبار رو سر عاشق بی چتر
مثل ماهی تنگ آبم تنها شده این در عذابم
دیگر در این دل جای دلتنگی برای من نمانده
یه حالیم که بین بودن یا نبودن گیر کردم
از بس دلم را با سراب دوری تو سیر کردم
من اشکهایم با نم باران برایت غسل کرده
قلبت دلم را در حریم شهر تو زنجیر کرده
مشاهده بیشتر