متن ترانه
می روی ، جان و تنم
صدایت می زنم
نفَسم
تو نمی مانی و من می شِکنم
با همه سعی و تلاشم
سر به راه تو نباشم
چه کُنم بی تو بگو
چه کُنم بی تو بگو
خسته از دور جهان
هم زمین و هم زمان
خسته از نامردمی هایم، نرو! با من بمان
من دیوانه چه دارم
که نیُفتد به تو کارم
چه کُنم بی تو بگو
چه کُنم بی تو بگو
مشاهده بیشتر