متن ترانه
نان به دزدان قرض می دادند دکان دارها
ناخدا را خون به دل کردند سُکان دارها
چاله ها را چاه کردند و ستون ها را تباه
بسکه فرمان غلط دادند فرمان دارها
تا شکست فتنه ها دَه ضربه ی شمشیر بود
باز هم قرآن به نِی کردند قرآن دارها
دزد مهمان نیست افطارش تعارف می کنی
احترام سفره را بردند مهمان دارها
شهرها میدان مین بودند و میدانگاه جنگ
گر میانداری نمی کردند میدان دارها
عصر، عصر إنّ الانسانَ لفی خُسر است و بس
بی تکاپوی عمل داران و ایمان دارها
مشاهده بیشتر