متن ترانه
به اصرار من اعتنایی نکن
به اینکه می خوام راهتو سد کنم
دلت سمت من میل رفتن نداشت
نباید به عشقت حسادت کنم
به اصرار من اعتنایی نکن
که از اضطراب و تمنا پُرم
منی که واسه منصرف کردنت
زمین و زمان رو قسم می خورم
تو میری که من خیره به ساعتم
تا هر ثانیه بگذره پیر شم
تصور کنم برنمی گردی باز
همین کافیه تا زمین گیر شم
توو دستات یه کوله ست و چشمات به در
برو ، خونمونو یه ویرونه کن
نه اینکه ازت نااُمیدم ولی
جدایی به نفع دوتامونه چون
تو میری و دلواپسم نیستی که
یه عُمر خاطراتت عذاب منه
می دونم تحمل ندارم ولی
بهت قول میدم دلم نشکنه
تو میری که من خیره به ساعتم
تا هر ثانیه بگذره پیر شم
تصور کنم برنمی گردی باز
همین کافیه تا زمین گیر شم
مشاهده بیشتر