متن ترانه
رمزِنگات من و به مقصدم رِسوند
سمتِ حقيقتِ زیبای يات کِشوند
پایان نداره این سرمستی عزيز
چيزی برام به غير از خواستنت نموند
دست و دل بازی تو ، پام و به عاشقی کِشونده
تویِ اين ظُلمتِ مُطلق ، من و به روشنا رِسونده
دلم از بس تو رو می خواد از كسی خبر ندارم
توُ وجودم چیزی جُز تو ، از غريبه ها نمونده2
هرچی بگم کمه ؛ دوسِت دارم زیاد
حتا اگه كه عقل ، با دل کنار نیاد
با اینکه كوچيكم ، بزرگه خواسته هام
برایِ داشتنت دنیا کمه برام
تنهايیِ من و اعجازِ دستِ تو
من عاشقم ، دلم بی باده مستِ تو
در بی نهایتت ، پیداس بودنم
عالم پُر از توئه ، كی گفته من ، منم؟2
دست و دل بازی تو ، پام و به عاشقی کشونده
تویِ اين ظُلمتِ مُطلق ، من و به روشنا رسونده
دلم از بس تو رو می خواد از كسی خبر ندارم
توُ وجودم چیزی جُز تو ، از غريبه ها نمونده
مشاهده بیشتر