متن ترانه
پناه آورده دلم
بر سر در خانه تو
جز تو ندارد مونسی
این منه دیوانه تو
طواف میکنم تو را
معشوقی و من عاشم
جدا بمانم گر ز تو
به گل نشیند قایقم
دریای عشقی امیدی
در شب تیره چون نوری
دریاب این قلب عاشق را
گمراهی است از راهت دوری
سوی تو می آید مدام
دست دعایم
فارغ ز غوقای جهان
سوی تو آیم
بار گناهم را ببخش
شکسته بد بال و پرم
در کوی عشق تو بدام
از همه دیوانه ترم
دور از تو غرق ظلمتم
ای نور قلب بی کسان
گوشه نگاهی کن به این
عاشق بی نام و نشام
دریای عشقی امیدی
درشب تیره چون نوری
دریاب این قلب عاشق را
گمراهی است از راهت دوری
مشاهده بیشتر