متن ترانه
لعنت به این روزگار ،لعنت به این جوونی
میمیرم از جدایی ،از زخم بی امونی
شرابِ نابه مرحم با کوله باری از غم
رفتیُ جا گذاشتی ،قلبِ پر از جنونی
دردِ دلم بی حد و مرزِ ،نسخِ حالِ خوش یه لحظه
تو رفتیو رنگی نمونده،سایه ای بی روح و سرده
چشام هنوز خیره به راهه، این زندگی چقد تباهه
سرده شبای بی پناهی، هر قطره اشکم یه گناهه
رفتی و مونده این دل، خسته و بی بهونه
هر گوشه به یادته، هر کوچه، هر زمونه
با اشک و با ترانه، می خونم اسمتو من
مونده صدای قلبم ،اسیرِ این زندونه
مشاهده بیشتر