متن ترانه
تو از کدام قصه رسیدی
که محو تماشایت شدم
من که نمی دانستم
چگونه پیدایت کنم
خودت رسیدی به دادم
کند میرود زمان اگر
دوری ببینم از دلت
چشم انتظارم
بخت رو کرده به من
بهتر از این نمیشود
مجنونتم
نگو دلت
خبر ندارد
میترسم دیدنت یه خواب خوش باشد و بس
با تو فهمیدم هوای بی تو دلگیرو خفه س
میترسم چشم بد دورت کند روزی ز من
حسرت یک عمر عاشقی بماند به دلم
تمام جان من شدی
از حال من با خبری
غم جهان بر قلب من
با تو ندارد اثری
چیزی به جز خوبی تو
در یاد من نمانده است
از یاد برده ام بعد تو
من هر کسی غیر تو هست
میترسم دیدنت یه خواب خوش باشدو بس
با تو فهمیدم هوای بی تو دلگیرو خفه س
میترسم چشم بد دورت کند روزی ز من
حسرت یک عمر عاشقی بماند به دلم
مشاهده بیشتر